على محمدى خراسانى
177
شرح مكاسب (فارسى)
مىگوئيم : اين مطلب بر خلاف اطلاقات فراوانى است كه دالّ بر وجوب قيمت در قيمياتاند از قبيل : صحيحهء ابى ولّاد كه مىگويد : قيمة بغل يوم خالفته . . . و خواهد آمد . و روايت عبد شراكتى كه فرمود : قوّم عليه . . . و روايت رهن كه اگر مرتهن كوتاهى كرد و عين مرهونه تلف شد . امام عليه السّلام نفرموده : بايد مثل آن را بدهد و مشغول الذمه به مثل است بلكه فرمود : آن بخش تالف از مال رهن را قيمت مىكنند و به همان نسبت از طلب او از راهن كم مىشود . و اگر ضمان به مثل بود كه سخن از سقوط دين و . . . نبود . [ متن روايت : موثّقهء ابن بكير : قال : سئلت ابا عبد الله عليه السّلام عن الرهن ؟ فقال : ان كان اكثر من مال المرتهن فهلك ان يؤدى الفضل الى صاحب الرهن و ان كان اقل من ماله فهلك الرهن ادى اليه صاحبه فضل ماله و ان كان الرهن سواء فليس عليه شيء . « 1 » ] و مانند اينها از روايات متفرّقه [ نظير روايت سفرهء مطروحه كه قبلا ذكر شد . ] تمام اينها بطور مطلق سخن از ضمان قيمت دارند نه مثل . [ نكته : مرحوم شيخ اوّل فرمود : ما نيازى به استدلال به صحيحهء ابى ولّاد و روايت تقويم عبد نداريم ولى چند سطر بعد به اينها استناد كرد و اينها را دليل قرار داد . ] و اگر مراد اين جماعت آنست كه : در قيميات هم در فرض ميسور بودن مثل جاى قيمت نيست بلكه مثل را بايد بدهد ، ما نيز قبول داريم و حرف بعيدى نيست و دو دليل هم براى آن دستوپا مىكنيم : يكى آيهء اعتداء [ طبق تفسير خود مرحوم شيخ كه قبلا احتمال چهارم را اختيار كردند كه : در همه جا اعتداء به مثل
--> ( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 13 ، باب 7 ، من ابواب الرهن ، حديث سوّم .